مرتضى راوندى

510

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دروويل ضمن بحث در پيرامون گرمابه‌هاى ايران ، مىنويسد : « ايرانيان بسيار ديربدير ، پيراهن تن خود را عوض مىكنند و از زن و مرد ، با شلوار به رختخواب مىروند . پيش از اذان صبح ، بوق حمامها مردم را به غسل فرامىخواند . مردان تا نيمروز ، مىتوانند استحمام كنند . از آن پس ، گرمابه‌ها در اختيار زنان قرار مىگيرد و استحمام آنها تا شبانگاه طول مىكشد . بعد ، از مختصات ساختمانى حمامها و گنبد و سوراخهايى كه براى نور تعبيه شده و جاى لباس كندن و سالن و خزينه‌ها و پستويى كه براى كشيدن واجبى و ازالهء مو تعبيه شده است ، سخن مىگويد . سپس طرز مشتمال دادن دلاكها و كيسه كشيدن آنها را توصيف مىكند و مىگويد ، اين كار يك ساعت‌ونيم تا دو ساعت طول مىكشد و در اين مدت ، كار خضاب يعنى رنگ كردن موها نيز صورت مىگيرد . ضمنا مىنويسد : گرمابه‌هاى عمومى محل ملاقات و ديدار طبقات متوسط ايرانى است . مخصوصا بازرگانان ، گاه براى مذاكرات تجارتى ، به حمام مىروند . ديد و بازديد زنان و مذاكرات خصوصى آنان با يكديگر نيز در حمام صورت مىگيرد . دروويل مىنويسد : در هر گوشه‌اى از آن ، حوزه‌اى از زنان مشغول درد دلند . صحبت از وضع خانواده‌ها بميان مىآيد . اشارات رشك‌آلود و شكوه و شكايت و صلاح‌انديشى با گيس سفيدان و پيرزنان ، صحنهء حمام را به صورت ساحت دادگاه درمىآورد . زنان ايرانى ، نخست ، رازهاى خويش را با يكديگر در ميان مىنهند و از آنچه پس از آخرين ديدار بر سرشان آمده است ، تعريف مىكنند . از مهر يا بيمهرى شوهران و از توجه آنان به زنان يا كنيزان ديگر سخن مىگويند زنان ايرانى از نظر غيبت و نكوهش و بهتان زدن ، بهيچوجه ، دست‌كم از زنان اروپايى ندارند . سخن كوتاه ، نيكخواهى و مروت زنان مسلمان با خاله‌زنكهاى مسيحى بر يك پايه است » . « 1 » توصيفى كامل از يك حمام در حدود 60 سال قبل : هانرى رنه دالمانى ، كه در اواخر دورهء قاجاريه به ايران سفر كرده است ، ضمن مسافرت در خراسان ، خصوصيات يكى از حمامهاى عمومى را ذكر مىكند : « . . . در فاصلهء كمى از ميدان ، يك حمام عمومى است كه به سهولت مىتوان به وجود آن پىبرد . در سر در اين حمام ، نقاشى نامطلوبى ديده مىشود كه در آن ، جنگ رستم نامدار را با ديو سفيد نمايش داده‌اند . علامت ديگرى هم هست كه به خوبى حمام را نشان مىدهد ، و آن لنگهاى قرمزرنگى است كه از بيرون حمام به بدنهء ديوار ، رديف ، به‌هم بسته و آويخته‌اند . حمام عمومى غالبا كثيف است و واجبى زيادى براى ستردن موى بدن در آن به كار مىرود . در روى آب خزينه ، موها مانند خس و خاشاك سطح دريا موج مىزند و اغلب به بدن اشخاص مى - چسبد . آب خزينه را خالى نمىكنند و فقط در فاصلهء هشت تا ده روز ، آب تازه‌اى در آن وارد مىكنند و كف صابون و مواد كثيف آن را مىگيرند . اشخاص ثروتمند كه طالب نظافت و پاكى باشند از رفتن به چنين حمامها خوددارى مىكنند . پاره‌اى از اين حمامهاى عمومى ، در ساعت معين ، به مردان و در اوقات مشخص ، به زنان اختصاص دارد ولى حمامهاى ديگرى هم هست كه فقط مخصوص زنان يا مردان است . يكى از تفريحات عمدهء زنان ايرانى رفتن به حمام يا قبرستان است . در واقع ، اين دو جا براى آنان بمنزلهء باشگاه و محل تفريح و ملاقات است و قسمت زيادى از وقت خود را صرف رنگ كردن گيسوان ،

--> ( 1 ) . ر ك : سفرنامهء دروويل ، پيشين . ص 72 - 66 .